حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

اولین جشن تولدی که حسنا خانم شرکت کرد

16 تیرماه تولد پسرعمه محسن بود که عزیزدلمون اولین جشن تولدی بود که شرکت می کردی .   تو این عکس ، جشن تولد 10 سالگی محسنه و شما 4 ماه و 20 روزته و کیان هم 10 ماه ونیمشه   حسنا جون ، تو این عکس هم پسرعمه محسن با لباس لیونل مسی (بهترین بازیکن دنیا)که شما براش هدیه گرفته بودی به همراه شما عکس گرفته ، هزار ماشاله به جفتتون. ...
14 مرداد 1393

اولین بازی در پارک

حسنا جون شما 4 ماه و 17 روزت بود که خونه عمه معصومه افطاری دعوت داشتیم ، وقتی اونجا رفتیم پسرعمه محسن به دایی حسن پیشنهاد بازی پینگ پنگ  تو پارک شفق که نزدیک خونشون بود رو داد که سه قلوها و من وشما هم برای تماشای بازیشون و تشویقشون رفتیم و بعد هم شما و سه قلوها مشغول تاپ سواری و سرسره شدی .       ...
14 مرداد 1393

بازی حسنا جان با اسباب بازیهاش

دخمل گلمون تازه توی سه ماه رفته بودی که وقتی تو اتاقت می بردیمت اسباب بازیاتو تشخیص می دادی و براشون به صورت (اوه اوه ....) صدا در می آوردی ، خیلی هم ذوق می کردی و ما هم وقتی شب ها دیر می خوابیدی و گریه می کردی تو اتاقت که می بردیم حسابی سرگرم می شدی ، بخصوص خرسی رو که روی کمدته خیلی دوست داری و با اون صحبت می کنی ، فدات بشیم الهیییییییییی.   الان که 4 ماه و دو روزته اسباب بازیاتو تو دستت می گیری و  دیگه باهاشون صحبت نمی کنی بلکه بیشتر تو دهنت می بری ، فکر کنم تو ماه پیش صحبتاتو با هاشون کردی و دیگه حرفی برای گفتن با اونا نداری اینجا هم خونه مامانی مامانه که با اسباب بازی ای که خونه مامانی داشتی سرگرم شدی &...
14 مرداد 1393

حسنا خانم و جام جهانی فوتبال و لیگ جهانی والیبال

دختر عزیزمون هزار ماشاله با این سن فوق العاده کمت خیلی به ورزش علاقمندی . این روزها هم که جام جهانی فوتبال و لیگ جهانی والیبال آغاز شده حسابی دوست داری این برنامه ها رو بببنی حتی اگه جلوِی تلویزیون هم نباشی و بغل کسی باشی وقتی فوتبال یا والیبال پخش میشه خودتو کج میکنی تا اونا رو ببینی ، البته حسنا جون من فکر می کنم شما از دوره جنینی به ورزش علاقمند بودی چون با اینکه من والیبال رو دوست نداشتم ولی تو دروه بارداری والیبال زنده که ساعت 5 صبح پخش می شد رو می شستم نگاه میکردم ، فدات بشیم الهی      عزیزم اینجا می خواستیم مهمونی بریم که شما رو برای چند دقیقه که می خواستیم آماده بشیم توی رورواک گذاشتیم که دیدیم خودتو جلوی تل...
16 تير 1393

4 ماهگیت مبارک جگرگوشه ما

نفس مامان و بابا ، اول این ماه پابوس امام رضا (ع) رفتیم و خیلی خیلی خوش گذشت که مطلبشو جداگانه برات نوشتم ، زیارتت قبول باشه کوچولوی نازنینمون . از مشهد که اومدیم گوشاتو که حدود 2 هفته بود سوراخ کرده بودیم عمه معصومه زحمت کشید و گوشواره هاتو انداخت ، مبارکت باشه دخمل خوشگلمون. فردای اون روز برای چکاپ ماهانت پیش دکترت رفتیم و دکتر هم گفت خدا رو شکر همه چی عالیه.     چند روز بعد عروسی دختر عمه مامان بود ، اولین عروسی ای بود که با حضور عزیز دلمون می رفتیم ، خوش گذشت ولی از اواسط عروسی برای من خیلی سخت گذشت چون شما حسابی کارخرابی کرده بودی و لباسات نجس شده بود و از اونجایی که تو سالن نمی شد بشورمت و لباسای مهمونیتم...
15 تير 1393

روروئک سواری حسنا جون

دختر عزیزمون 3 ماه و 5 روزت بود که خونه عمه سمیه مهمونی رفته بودیم و برای اولین بار بابا حسن شما رو در روروئک کیان که حدود 6 ماه ازت بزرگتره گذاشتش ، شما هم خیلی خوشت اومده بود و کیان هم سعی می کرد شما رو از روروئکش پیاده کنه.   ماشاله به جفتتون ، هزار ماشاله خیلی نازید     بابا حسن که دید خوشت اومده وقتی از اونجا اومدیم می خواست روروئکتو راه اندازی کنه که من موافق نبودم چون می دونستم که خیلی برات زوده و قرار شد وقتی برای چک ماهیانه پیش دکترت رفتیم ازش بپرسیم و هر چی نظر ایشون بود انجام بدیم که چند روز بعد که برای چکاپ بردیمت گفت کلا روروئک خوب نیست و دیگه تو اروپا و امریکا کسی استفاده نمی کنه و شما هم استف...
13 تير 1393

تعطیلات خردادماه در نهرپشته

حسنا جون تعطیلات 14 ام و 15 ام خرداد ماه رو سه نفری به روستای پدری بابا حسن در نهرپشته رفتیم ، خیلی خوش گذشت. رفتنی به صورت تفریحی از مسیر تفرش رفتیم و مسیر 4 ساعته تا روستا حدود 6 ساعت طول کشید ولی خیلی خوب بود شما طبق معمول نصف مسیر رو خواب بودی و به جاده تفرش که رسیدیم می خواستیم بیدارت کنیم بیای جلو که از طبیعت سه تایی لذت ببریم که خودت بیدار شدی.   اینجا هم که خیلی خوش آب و هوا بود جاده تفرش نرسیده به شهر تفرشه.   تو شهر تفرش به آرامگاه پروفسور دکتر حسابی رفتیم که ما ارادت ویژه ای به ایشون داریم و همیشه همت و پشتکار ایشون رو خیلی خیلی دوست داشتیم ،در اونجا برای ایشون فاتحه فرستادیم و از خدا خواستم شما هم مث...
11 تير 1393

هر کچلی زیبا نمیشه ، اما حسنا جون همیشه زیباست

دختر گلمون ، یه مدت بود که قصد داشتیم موهاتو بزنیم هم به خاطر مستحب بودن این عمل و هم به خاطر اینکه وقتی بزرگ شدی موهات خیلی پرپشت بشه و بالاخره این عملیات وحشتناک  رو در نهم خرداد ماه با موفقیت عملی کردیم ، باورمون نمی شد اصلا گریه نکردی .   و اما افرادی که در  این عملیات حضور داشتند نگهدارنده شما : عمه زهره آرایشگر : بابا حسن عکاس : مامان سمیه فیلمبردار:عمه معصومه تماشاگران واقعه : مهدیه ، محیا ، مهدیس (سه قلوها)   دختر همیشه خوشگلمون اینم عکساته ، با اینکه کچل کردیمت بازم مثل همیشه ماشاله خیلی نازی ، بووووووس یه عالمه برای زیباترین دختر دنیا    حسنا خانم قبل از کچل کردن ...
10 تير 1393

عکس و فیلم بدو تولد حسنا خانم

فرشته نازنین ما ، حدود 3 ماه و نیم طول کشید تا عکس و فیلم بدو تولدت آماده شد حتی از آلبوم دیجیتال عروسی مامانینا هم بیشتر طول کشید ، قربونش یریم با اون عکسای نازش . حسنا جون ، برای دیدن فیلم و عکسات نمی دونی دل تو دلمون نبود ، و قتی آماده شده بود تو مسافرت بودیم که به محض اینکه از مشهد اومدیم بابا حسن رفت و اونا رو گرفت. یه کیف صورتی قشنگ که دست شاسخیمته داده بودن که داخلش عکس و فیلمات بود.   مبارکت باشه نفس مامان و بابا   اینم عکسای آتلیته ، ماشاله هزار ماشاله خیلی قشنگن ،مبارکت باشه دختر عزیزمون .   واما داستان به دنیا اومدن حسنا خانم:   خداوند با تمام عشق ، حسنا رو به پدر و مادرش...
4 تير 1393